سرود تيم ملي فوتبال بايد جو استاديوم را در نظر بگيرد
آزاده شهميرنوري
azadeh@beethovenmc.com
1385/02/27
اشاره:
درست زماني كه شايعات مختلفي درباره خواندن سرود تيم ملي دهان به دهان مي چرخيد و هنوز كسي نمي دانست كه چه كسي سرود را مي سازد و چه كسي مي خواند، شهرداد روحاني به همراه عليرضا عصار در استوديوي صبا كار ضبط سرود تيم ملي را آغاز كرده بودند. روز هاي پاياني كار كه سرود ميكس مي شد، با وجودي كه زمان زيادي به شروع مسابقات نمانده، هنوز مشخص نيست كدام سرود به فيفا ارائه مي شود. در استوديوي صبا به ديدار شهرداد روحاني رفتيم و گفتگويي در اين باره انجام داديم .
چطور شد كه سرود تيم ملي را شما ساختيد؟
آقاي عليرضا عصار براي همكاري با من تماس گرفتند و چون به اين كارهاي ايشان علاقمند بودم تصميم گرفتم در ساخت سرود تيم ملي فوتبال شركت كنم. سع ما از ابتدا اين بود كه اين كار در ايران با نوازندگان و ادر استوديوي ايراني ضبط شود. خوشبختانه تصميم درستي بود و كار خوبي از آب در آمد.
براي هويت بخشيدن و نسان دادن اين سرود به عنوان يك سرود ايراني از چه عناصري استفاده كرديد؟
چون اين سرود از ايران مي رود غالبا خواص موسيقي ايراني و ساز هاي ايراني از قبيل سه تار، دف، و سازهاي ضربي استفاده كرديم. به علاوه از ساز هاي غربي كه در اركستر سمفونيك استفاده مي شود هم براي ساختن فضاي ايراني استفاده كرديم. سعي شد از ريتمي استفاده كنيم كه هم هيجان را منتقل كند و هم قوي و كوبنده باشد.
از قالب موسيقي ايراني براي ساخت سرود استفاده كرديد؟
سرود در يكي از دستگاه هاي ايراني ساخته و با اركستر بزرگي ضبط شده است و فكر مي كنم در كارهاي ديگر كمتر از اركستري به اين بزرگي استفاده شده باشد. تا جايي كه امكان داشت سعي كرديم، سازها را تك تك ضبط نكنيم تا كار حس بهتري داشته باشد. ملودي سرود كاملا ايراني است و گامي كه سرود در آن ساخته شده شباهت ها و مشتركات زيادي با دستگاه همايون دارد. ضمن اينكه وجوه مشتركي هم با موسيقي غربي دارد تا براي شنوندگان غير ايراني هم ملموس باشد. اما اساس كار موسيقي ايراني است.
اين قطعه چطور مي خواهد با مخاطبان داخلي و خارجي ارتباط برقرار كند.
انتخاب ريتم، سازها و ملودي طوري است كه هم مخاطبان ايراني و هم غير ايراني را جذب كند. قطعا وقتي ايراني ها اين كار را گوش مي دهند موسيقي ايراني برايشان زنده مي شود. براي شنوندگان غير ايراني هم از بخش هايي از موسيقي غربي و سازهاي غربي استفاده كرديم كه به گوششان آشناست. تلفيق اين دو نوع موسيقي، اصلي است كه فكر مي كنم براي هر دو گروه سرود را قابل درك مي كند. ما در ساخت سرود فوتبال محدوديت زماني هم داشتيم و چون سرود بايد در با تصوير هماهنگ مي شد، بايد براي همراهي تصوير هم فكر مي كرديم و گزينه هايي در نظر مي گرفتيم. مثلا پنجاه ثانيه بايد موسيقي اي مي گذاشتيم كه تصوير مورد نظر روي آن قرار بگيرد و آن را كامل كند.
ساختن اين سرودها ويژگي و اصول خاصي دارد؟
مهمترين گزينه اي كه براي ساختن اين قطعه لازم است، درك موقعيت شنونده است. آهنگساز بايد خودش را به جاي شنوندن و در همان اتمسفر بگذارد. اين فضا انكار ناپذير است و بدون درك آن موسيقي معنا پيدا نمي كند. طبيعتا شور و هيجان موسيقي بايد مخاطب را همراهي كند. از طرفي چون اين موسيقي از سوي فرهنگ و مليتي خاص ارائه مي شود، بايد ويژگي هاي موسيقي ايراني وجود داشته باشد. ما ريتم، ملودي هاي قوي اي داريم ك به درستي مي توانيم از آن استفاده كنيم. چون اين موسيقي براي ورزش ساخته مي شود، نبايد از يك خط آرام استفاده كرد. خوشبختانه در موسيقي ايراني ريتم هاي عالي و هيجان آور زيادي وجود دارد كه از آنها بهره گرفتيم. با استفاده از سازهاي كوبه اي و ايراني به اين هدف كاملا دست پيدا كرديم.
ساختن قطعه اي كه اين ويژگي ها در آن جمع شود، براي شما محدوديت به وجود ناورد؟
گاهي اوقات وقتي براي كار چارچوب هايي تعيين شود نتايج خوبي به دست مي آيد. گاهي اوقات اين محدوديت ها راهنما و راهگشاست. چيزي كه ما از اول مي دانستيم همين ويژگي ها بود. ما مي توانيم نوع بهتري نگاه كنيم، اين محدوديت ها را مي توان به عنوان يك ويژگي منحصر به فرد نگاه كرد. تنها محدوديت ما تصاويري بود كه قرار بود با موسيقي همراه شود. بايد به نوعي آن را هم با كار همراه مي كرديم.
به غير از رهبري اركستر سمفونيك در سال هاي اخير، فعاليت موسيقايي ديگر در ايران نداشتيد. آيا اين سرود مقدمه اي براي كارهاي بيشتر در ايران است يا يك اتفاق كه شايد ديگر تكرار نشود.
به غير از چند بار رهبري اركستر، كار ديگري در ايران نكردم. آخرين ضبط من در ايران به سي سال پيش باز مي گردد. من اصولا هيچ وقت با خواننده اي كار نكرده بودم و اين اولين باري است كه اين كار را مي كنم.
اين تجربه را چطور ارزيابي مي كنيد؟
من دو سه سال پيش با عصار آشنا شدم. در آخرين كنسرت او هم در فرهنگسراي بهمن حضور داشتم. تجربه خوبي بود. به خصوص اينكه او خواننده كاملي است و علاوه بر اينكه بر خوانندگي تسلط كامل دارد، نوازنده خوبي هم هست. به خوبي پيانو مي نوازد و بر ساز گيتار تسلط دارد. در آهنگسازي هم سر رشته دارد و در ساخت اين سرود هم سهم داشته است.
البته تصور عمومي بر اين بود كه اگر روزي در ايران موسيقي كار كنيد، در حوزه موسيقي كلاسيك باشد.
بله درست است. اما اين سرود در قالب موسيقي كلاسيك نمي گنجيد سبك متفاوتي با آنچه در ايران انجام مي دهد دارد. البته ما از نوازندگان اركستر سمفونيك تهران هم براي اجراي اثر استفاده كرديم اما نه در قالب سمفونيك. به نظر من موسيقي مرز و سطح ندارد. در هر سبك و سطحي موسيقي خوب و بد است. هر كسي به موسيق خاصي علاقه دارد و عقيده اش محترم است اما وقتي براي موضوعي به آهنگساز سفارش كار م يدهند، بايد بداند كه براي چه مصرفي و چه مخاطبي موسيقي مي سازد. مخاطب ما علاقمندان به موسيقي كلاسيك يا سنتي نيستند، طيف بسيار وسيعي از فرهنگ ها و كشور هاي مختلفي هستند كه به اين موسيقي گوش مي دهند و اتفاقا به نظر من آميختن موسيقي هاي مختلف مي تواند فضايي را به وجود آورد كه مخاطبان بيشتري را به خود جذب كند.
اگر قرار بود شما خواننده اي را براي اين قطعه انتخاب كنيد، خواننده كار باز هم عليرضا عصار بود.
به هر حال من انتخاب شدم و از نتيجه كار هم راض هستم. اين اتفاق نيفتاده و من نمي توانم پاسخ درستي بدهم. اما آنچه مسلم است اين است كه سعي كرديم از بهترين قالب و بهترين سبك موسيقي استفاده كنيم و از طرفي چون آقاي عصار اين همكاري را از من خواست پذيرفتم. شايد اگر خواننده ديگري بود كار را قبول نمي كردم. آخرين باري كه با يك خواننده كار كردم، سي سال پيش بود. حتما دليلي وجود داشته كه اين كار را نكردم. كار من يك كار هنري است. تجارت نيست. بايد علاقه و روحيه اي كه لازم است وجود داشته باشد كه انجام شود. خوشبختانه ارتباط گروه به گونه اي بود كه كار بسيار سريع و خوب انجام شد.